راز می شود

 حکایتِ اقتدارِ بی سرانجامِ صدا...

 روی این همه خطِ تا بی نهایت - بی اختیار - خاک می شوم.

 

چه مانده باقی

حالا

جز این سه نقطه های سرگردان...

بی نام٬ بی نشانه

سایه هایِ خمیدهءِ لغزان بر سطحِ بی مهرِ تا انتها غریبه.

 

 آرامشِ مقدسِ تو٬ تاخیرِ بی توجیه دارد...