باغ یخزده
باغ یخزده... سرخ شد
سیاه شد
فسرد
در آرزوی سرسبزی بهار
پندار پرنده باد بود
اوج بود
آسمان
در تنگنای قفس
قفل
صیاد
چنار پیر -آغوش باز خستگی های آسمان-
دار شد
دور شد
دیر
فریاد مکن...
دیدارمان به تپیدن ابرها تازه می شود.
+ نوشته شده در شنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۸۶ ساعت 16:35 توسط نیک آهنگ
|