یاد روزهایی که کلمات شعر می شدند٬ خوش... حالا هرچه هست گلایه است و تهمت و باز افسوس از گذشته ها که گذشت... روزگار پر دلهره مدیون پرور تمام می کند تاب ایستادن را در برابر طوفان داغ و دروغ... دلبسته بودیم و دلخوش... دل خسته ام حالا و  باز رسته ام این روزها از بستگی های بی امان به هرآنچه بی من٬ بی خویش٬ تاب  آوردن است و ایستادن... دل به اعتبار آفتاب سپرده ام... مگر اینکه آفتاب این روزها هم دروغ باشد...