آغاز قصه،
در انعکاس پرواز کبوتران خنگ خانگی
بر شیشههای مات یک پنجره بود...
آغشته به آواز کلاغي پیر
بالای تعلیق ارزان میله ای باریک
در گرگ و میش
یک غروب
ماه در این میان،
بیچاره مانده بود.
پایان قصه،
پشت تکرار روزهای این قطعه ازبهشت
در سیاهی چشمان خفته محبوس
روزگاری
معطل مانده بود....