سبز و رونده بود حضور نحیف پیچک....آویخته در قامت ایستاده تیرک آهنی... پایدار به سردی و سختی... تنیده در غبار دودناک خیابان... گریخته بود از حصار سایهها به شوق نور... با اولین تماس... در طغیان داغ خورشید... بیپناه... کاکلش سوخت...
+
نوشته شده در سه شنبه دوم آبان 1385ساعت 1:54 توسط نیک آهنگ
|