به شاداب برای مهرش
۱۵۹/////////////
نامم را در گذر ثانیههای پس وپیش
فریاد مکن....
نه راه پس هست، نه راه پیش....
یادم را در کاغذهای کاهی و کلمات عاشقانه
جستجو مکن...
یادم را بادهای سیاه فراموشی
به پرواز کلاغهای نشسته بر تیرکهای تیرباران
سپرد...
دستهایم را نمییابی
دستهایم را هیجان چیدن یک گل پرپر کرد
عصا،
ترویج ساقههای عاریتی بود
برای ساقهای مانده در سیلاب
صدایم را نخواهی شنید
صدایم را در پس سکسکههای گریهای
به امید پژواکی
تا کوهستانی حسود فرستاده بودم
پسام نداد...
نشانیام،
رد خونی است که بر خاک مانده....