تبليغاتX
نیک آهنگ - سوغات سرزمین داغ

159//////////////////

دلبستگی را در این قفس

به هیبت ددان دندان تیز کرده کژومژ

قوت لایموت یافته بودم.

دلتنگی داروی  دردهای عاریتی بود

در روزهای پر درد سرگردانی.

دل ترکاندن وپر ریختن ،فعل حلال آراستگی بود

در روزهای خرابی وخیانت

زلزله فریاد، قیامت کلماتی بود که آواز پرندگان مهاجر رسته از بند

- سوغات سرزمین های داغ-

به یخبندان شهر بیکسی آورده بودند.

معجون عطر گلهای پژمرده کاغذی باکتابهای نگشوده

میراث چاپچی باشی ها و هنربانان بود

ومن هنوز در کف قفس

 مردن را مرور میکردم.

 تیزی دندان گربه ملوس خانگی

تلخی زهر افعی های بیابانی

دام پسرکان شوخ وشنگ باغبان

تیر بی قرار صیاد

تنهایی دردمندانه قفس

گریزی نیست.

گریزی نیست.

گریزی نیست.

پرنده گی را گریزی نیست.

 

۸۴/۱۰/۲۷

+ نوشته شده در شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 3:5 توسط نیک آهنگ |